الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
30
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
ذلت و بيچارگى زيست مىكنند از پاى درمىآورد ، و زمين را از جور و ستم پاكيزه مىسازد ، و ستمگران را نابود مىگرداند ، و سرزمين بقيع و طوس و كربلا و بغداد و نجف را ، از خون ستمگران شاداب مىگرداند ، و آن سرزمينهاى بهشت آيين را از لوث وجود كافران ، و خونريزان و بدكاران پاك و مطهر مىگرداند . اينك ، اى امير مؤمنان اين قصيدهام را به نظر ولايت اثر خويش بپذير ، و آن را بدون آنكه عيبى در آن مشاهده شود و يا سخافتى در قوافى آن ديده شود قبول فرما ، و چنان پندار ، كه قصيدهء من پر از قافيههايى است ، كه هرگاه سرايندگان حاضر ، آنها را در اختيار داشته باشند ، چنان آبى روان بر پس گردن ديگران فرود مىآورد . پس از اين بازهم خطاب به ابن سكره گويد : تو آن كسى هستى ، كه دوستى على بن ابى طالب را از دست دادى ، و به جاى آن از علاقهمندى به منحوسترين گذشتگان دل بستهاى ، و من بر خلاف تو بندهء آزادشدهء على عليه السّلام را بر هيچكسى برترى نمىدهم ، و از هيچگونه گرفتارى و ناراحتى كه مخالفان براى من بهوجود بياورند باكى ندارم . اكنون اى صاحب ولايت اين قصيده را ، از ابن حجاج بديدهء عنايت قبول كن ، قصيدهاى كه دل بيمار كافران كور باطن را مىشكافد ، در پايان مىگويد ، اينك افتخار من به دوستى حيدر كرار است ، و از ناحيه ولايت او بهترين شرافتمندىها را ، كسب مىكنم . مؤلف پس از ذكر قصيده ابن حجاج ، مىنويسد : تا بدينجا آنچه را ، از كتاب الدر النضيد به دست آورديم ، به پايان رسانيديم . شيخ معاصر ، در امل الآمل پس از آنچه را كه در معرفى وى ، در آغاز اين شرح حال ، يادآور شدهايم ، مىنويسد : ابن حجاج ، فاضلى سراينده و